الملا فتح الله الكاشاني

274

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

بدنست قص اظفار است و حلق عانه و ابطين و ختان و استنجا و اين ده خصلت منسوخ نشده و تا قيامت خواهد بود و هو قوله وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً و از صادق عليه السّلام مروى است كه كلماتى كه حق تعالى ابراهيم را به آن ابتلا نموده ذبح ولدا و بود يعنى اسماعيل كه پدر عربست و ابو على جبائى گفته كه مراد به آن جميع طاعات عقليه و شرعيه است و بعضى ديگر گفته‌اند كه مراد بكلمات تسبيح و تهليل و تكبير است چنان كه از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله روايتست كه روزى صحابه را گفت هيچ ميدانيد كه حقتعالى چرا ابراهيم را خليل خود گردانيده گفتند اللَّه و رسوله اعلم فرمود بسبب آنكه هر بامداد و شبانگاه گفتى كه فَسُبْحانَ اللَّه حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ و سعيد بن جبير گفته كه آن تسبيحات اربع بود كه در وقت بناى كعبه مكرر ميفرمود يعنى سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله الا اللَّه و اللَّه اكبر و چون تمام گشت گفت ربنا تقبل منا انك انت السميع العليم و بر هر تقدير حقتعالى ابراهيم را بكلمات تكليف فرمود * ( فَأَتَمَّهُنَّ ) * پس ابراهيم باتمام رسانيد و قيام نمود به تمام آن چنان كه حق قيام بود لقوله تعالى وَإِبْراهِيمَ الَّذِي وَفَّى و در مجمع آورده كه شيخ ابو جعفر بن بابويه در كتاب النبوة اسناد رسانيده بفضل بن عمرو كه او گفت از حضرت جعفر بن محمد الصادق پرسيدم كه كدام كلمات بود كه حقتعالى ابراهيم را به آن ابتلا فرمود حيث قال * ( وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّه بِكَلِماتٍ ) * فرمود كه آن كلماتى بود كه آدم به آن متوسل شد و توبهء آن به آن پذيرفته گشت و آن اينست كه الهى اسئلك به حق محمد و على و فاطمة و الحسن و الحسين الا تبت على پس حق سبحانه فى الحال توبهء او را قبول فرمود گفتم يا ابن رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله معنى فاتمهن چيست فرمود اينست كه حقتعالى اتمام آن نمايد تا بقائم ائمه اثنى عشر كه نه از آن از اولاد حسيناند عليه السّلام گفتم يا بن رسول اللَّه خبر ده مرا از قول حق تعالى كه وَجَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِه فرمود كه معنى اينست كه حقتعالى معين و مقرر ساخت امامت را در عقب حسين تا بروز قيامت گفتم يا بن رسول اللَّه چگونه بود كه حقتعالى امامت را در اولاد حسين عليه السّلام وضع فرمود نه در اولاد حسن عليه السّلام و حال آنكه هر دو ولد و سبط حضرت رسالتند و سيد جوانان اهل بهشت فرمود كه موسى و هارون هر دو نبى مرسل بودند و برادران يكديگر حق تعالى نبوت را در صلب هارون نهاد نه در صلب موسى و كسى را نرسد كه گويد چرا حقتعالى چنين كرد و چنان نكرد چه در ضمن آن حكمتى و مصلحتى هست كه بندگان به آن علم ندارند و او سبحانه در جميع افعال حكيم است لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْئَلُونَ و در عدة الداعى مذكور است كه حق سبحانه چهار خصلت در عوض شهادت امام حسين بوى كرامت فرمود يكى آنكه شفا را در تربت وى مندرج ساخته دوم در تحت قبه وى دعا را باجابت مقرون گردانيده سيم ائمه را از